دولت فدرال

مقاله زیراز یکی از یک نشریه وزارت امور خارجه امریکا تحت عنوان " چگونه ایالت متحده اداره می شود  گرفته شده است...

 


دولت فدرال متشکل ازسه قوه کاملاً مجزا از یکدیگراست و هر یک دارای اختیارات و مسئولیت هایی است که بوضوح در قانون اساسی تعریف شده اند. این سه قوه عبارتند از قوه مقننه، قوه مجریه و قوه قضائیه.

 

قوه مقننه

دولت فدرال دارای دو مجلس است که کنگره را تشکیل می دهند: سنای امریکا و مجلس نمایندگان امریکا. کلیه مصوبات قبل از آنکه ارائه به رئیس جمهوری و توشیح وی برای تبدیل شدن به قانون باید از هر دو مجلس بگذرند.

 

چگونه یک طرح تبدیل به قانون می شود؟

 

هر ساله هزاران طرح به کنگره ارارئه می شوند امّا از آن میان فقط چند صد طرح به تصویب می رسند و تبدیل به قانون می شود. مطلب زیر به اختصار مراحلی را که یک طرح بعنوان پیش نویس طی می کند و بعد از امضای رئیس جمهوری به قانون تبدیل می شود ، تشریح می کند

 

1- طرح نوشته می شود.  یکی از سناتور ها یا نمایندگان مجلس پیش نویس طرح را آماده می کند و یا یک اتحادیه صنفی و یا یک شهروند عادی درخواست تهیه یک طرح را می دهد و ممکن است خود در نوشتن آن کمک کند. بهر حال، تنها یکی ازسناتورها و یا یکی از نمایندگان مجلس می توانند یک طرح را ارائه دهند. بمجرد آنکه طرح نوشته شد، نویسنده آن در میان همکاران خود به جستجوی طرفدارانی برای آن می پردازد تا اعتبار بیشتری به این ابتکار بدهد.

2- طرح سپس به سنا یا مجلس نمایندگان ارائه می شود. به طرح، شماره ای تعلق می گیرد و عنوان و نام بانیان آن در "کتاب کنگره چاپ می شود.

 

3- اعضای پارلمانی مجلس نمایندگان و سنا طرح را به کمیته ای می فرستند که از اختیارات قانونی لازم برخوردار است. ریاست آن کمیته طرح مذکور را به تخصصی ترین کمیته فرعی ارجاع می کند. توجه به این نکته حائز اهمیت است که رؤسای کمیته و کمیته فرعی مورد نظر در این باره که طرح ارجاع شده به آنها چگونه باید بررسی شود اختیارات فراوانی دارند. اگر یکی از رؤسا با این طرح مخالف باشد، به سادگی می تواند از رسیدگی به آن خود داری کند.

 

 4- کمیته فرعی در باره طرح جلسات بحث و گفتگو برگزار می کند و از شاهدان بخش دولتی و خصوصی می خواهد در مورد آن شهادت دهند. بسیاری از شهود را مقامات قوه مجریه، کارشناسان، یا طرفهای ذینفع از انجمن های صنفی، اتحادیه های کارگری، دانشگاهیان، گروههای طرفدار منافع عمومی، و یا جامعه اصناف تشکیل می دهند. افراد نیز از طریق شفاهی، تهیه بیانیه های کتبی، و یا از طریق گروههای طرفدار منافع عمومی که نماینده نظرات آنها هستند ،به اظهار نظر می پردازند.

 

 5- بمجرد آنکه جلسات بحث و گفتگو بپایان می رسد، کمیته فرعی بمنظور "تصمیم گیری" در باره طرح وارد شور می شود و در این مرحله به ارائه و بررسی اصلاحیه های طرح بترتیبی که نوشته شده است می پردازد.  سپس رأی گیری در مورد گزارش طرح به کمیته مربوطه با دید مثبت ارسال می شود. اگر این دید مثبت نباشد، طرح کنار گذاشته خواهد شد.

 

6- کمیته مربوطه یک بخش یا تمام مراحلی را که در کمیته فرعی طی شده است ، مجدداً تکرار می  کند: جلسات بحث و گفتگو، تصمیم گیری، ویا رأی گیری. در صورتیکه کمیته رأی خود را بنفع طرح صادر کند، دستور ارجاع آن، بر حسب آنکه طرح در کدامیک از دو مجلس باید بررسی شود، به مجلس نمایندگان و یا به سنا داده می شود .

 

 7- هنگامیکه طرح به صحن مجلس نمایندگان و یا سنا می رسد، اعضاء مجموعه بطور کامل آنرا مورد بحث قرار می دهند. در این مرحله، طرح مجدداً اصلاح و به کمیته ارجاع داده می شود یا به رأی گذاشته می شود.

 

8- در صورتیکه طرح از سوی مجلس نمایندگان و یا سنا بتصویب برسد، به مجلس دیگر نیز ارجاع می شود. اگر طرح از مجلس نمایندگان گذشته باشد، مستقیماً وارد در برنامه زمانی وارد سنا می شود و بررسی های کمیته فرعی و کمیته مربوطه را پشت سرمی گذارد. بهر حال، معمولاً به کمیته های فرعی و کمیته ها در هر دو مجلس این فرصت داده می شود که به برگزاری جلسات بحث و گفتگو بپردازند و طرح را اصلاح کنند. مراحل قانونی مربوطه یا مشابه اغلب از  طریق مجلس نمایندگان و سنا بطور همزمان شروع می شوند.

 

 9- اگر طرحی بطور یکسان از سوی مجلس نمایندگان و سنا بتصویب برسند، تقدیم رئیس جمهوری می شوند. در صورتیکه در نسخه های تصویب شده طرح از سوی مجلس نمایندگان وسنا اختلافاتی وجود داشته باشد، یک کمیته مشورتی از سوی رؤسای مجلس نمایندگان و سنا برای بررسی و بر طرف کردن این اختلافات می مأمور شود. در صورتیکه اعضای کمیته مشورتی نتوانند به توافق برسند، طرح را کنار می گذارند.

 

چنانچه اعضاء به توافق برسند، طرح مجدداً به هر دو مجلس برگردانده می شود و در این مرحله باید رأی گیری بدون انجام اصلاحات بیشتر انجام شود.در صورتیکه هر دو مجلس طرح بررسی شده از سوی کمیته مشورتی را مورد تأیید قرار دهند، طرح برای توشیح رئیس جمهوری فرستاده می شود. در این مرحله رئیس جمهوری چهار گزینه دارد: (1) طرح را امضاء می کند و به آن قوت قانونی می بخشد؛ (2) مادام کنگره در حال نشست است اقدام می کند که در آن صورت طرح بعد از ده روز تبدیل به قانون خواهد شد؛ (3) مادامیکه کنگره در تنفس نهایی بسرمی برد هیچ اقدامی انجام نمی گیرد که در اینصورت طرح منتفی می شود؛ یا (4) طرح را وتو کند.

 

در صورتیکه رئیس جمهوری طرح را وتو کند، کنگره می تواند در صدد رد آن بر آید . این امر نیازمند دو سوم آراء ازسوی هر دو مجلس سنا و نمایندگان است. درصورتیکه هر یک از این مجالس نتواند به دوسوم آراء بنفع طرح مذکور دست یابد، طرح منتفی می شود.

 

در صورتیکه هر دو مجلس در این مورد موفق شوند، طرح به قانون تبدیل خواهد شد.علاوه بر وضع قوانین، یکی از مهمترین وظایف کنگره نظارت برعملکرد قوه مجریه است. کنگره بمنظور بررسی فعالیتها و عملکرد قوه مجریه و اطمینان یافتن از اجرای یکپارچه قوانین جلسات بحث و گفتگو بر گزار می کند.سنا

 

  • سنا ،بعنوان "مجلس بالاتر"  مشورتی تر از مجلس نمایندگان شمرده می شود.

 

  • از 100 سناتور (دو نفر از هر ایالت) تشکیل شده است.
  •  سناتور ها هر یک بمدت شش سال انتخاب می شوند و هیچگونه محدودیتی برای تعداد دوره هایی که انتخاب می شوند وجود ندارد.
  •  برای ملاحظات انتخاباتی، سناتور ها به سه گروه تقسیم می شوند؛ یک گروه هر دو سال یکبار باید در معرض انتخاب قرار گیرند. با چنین ترتیبی همیشه این اطمینان وجود دارد که  قانونگزاران با تجربه در کنگره حضور دارند.

 

  •  کرسی های خالی سنا معمولاً با انتصاباتی که از سوی فرماندارآن ایالتی که فاقد سناتور اند پر می شوند.
  •  در ایالات متحده معاون رئیس جمهوری رئیس سنا نیزخواهد بود و دررأی گیری فقط در مواردی که آراء مساوی باشد ،شرکت می کند.
  • سنا در از نظرقدرت قانونگزاری با مجلس نمایندگان شریک است،از از اختیارات منحصربفرد بیشمار دیگری که خاص این مجلس است نیز بهره مند است.

 

  •  سنا باید انتصاب هایی را که از سوی ریاست جمهوری در دیوانعالی کشور، دادگاههای استیناف فدرال، و پستهای مهم در قوه مجریه انجام می شود، قبل از آنکه انتصاب شدگان مشغول به کار شوند، تأیید کند.

 

  •  سنا می تواند عهد نامه های بین المللی را که رئیس جمهوری مورد مذاکره قرار می دهد تصویب و یا رد کند.
  •  در مواردی که رئیس جمهوری  یا یکی از اعضای دیوانعالی کشور استیضاح می شوند، سنا با حضور اکثریت اعضا جلسه بررسی برگزار و خود نقش هیئت منصفه را ایفا می کند.

 

مجلس نمایندگان  

·  متشکل از 435 نماینده است که از میان ایالت ها و بر حسب جمعیت آنان انتخاب می شوند. پنج قلمرو و منطقه تحت تصرف ایالات متحده هم نمایندگانی درمجلس نمایندگان دارند که انتخابی نیستند. این مناطق عبارتند از: ناحیه کلمبیا[3]، ساموای امریکا[4]، گوام[5]، پورتو ریکو[6] و ویرجین آیلندز[7].

 

·         هر نماینده برای مدت دو سال انتخاب می شود و محدودیتی در مورد تعداد دوره های انتخابی وجود ندارد و همگی در یک زمان انتخاب می شوند.

·         هر نماینده از یک منطقه جغرافیایی معین در یک ایالت که "ناحیه تقسیمات کنگره ای" نامیده می شود انتخاب می شود.

·         کرسی های خالی در مجلس نمایندگان تنها از طریق برگزاری یک انتخابات ویژه یا در یک انتخابات عمومی اشغال می شوند.

 

·         اعضاء این مجلس نمایندگان رئیس آن را که بالاترین مقام این نهاد به شمار می رود و در عمل عضو  حزب اکثریت است انتخاب می کنند.اختیارات و مسئولیت های مجلس نمایندگان که با سنا مشترک نیستند باشد عبارتند از:

 

·         اختیار مطرح کردن موارد استیضاح رئیس جمهوری و قضات دیوان عالی کشور.

 

·         ابتکار تمامی طرح های مربوط به افزایش در آمد ها باید از طرف مجلس نمایندگان باشد

 

·        مجلس نمایندگان در مواردی که هیچیک از نامزدهای ریاست جمهوری اکثریت آراء هیئت های انتخاب کننده را به دست نمی آورند رئیس جمهوری را انتخاب می کند. در چنین مواردی هیئت نمایندگی هر ایالت دارای یک رأی است

 

·         در عمل، تساوی آراء [موافق و مخالف در سنا] انقدر نادر است که  معاون رئیس جمهوری وقت اندکی برای ریاست بر سنا صرف می کند. هنگامیکه معاون رئیس جمهوری حضور نداشته باشد، سنا در غیاب وی رئیسی را از میان اعضاء برای ریاست جلسات روزانه انتخاب برمی گزیند.

 

قوه مجریه

 

قوه مجریه بزرگترین قوه دولت فدرال است . ریاست این قوه با شخص رئیس جمهوری است که برای یک دورچهارساله انتخاب می شود. معاون رئیس جمهوری نیز در همان زمان برگزیده می شود و اوّلین نفری است که در صورت فوت، سلب صلاحیت و یا بر کناری رئیس جمهوری از مسئولیت خود بدنبال استیضاح یا محکومیت عهده دار ریاست جمهوری می گردد.

 

گر چه اختیارات قوه مجریه به همان اندازه ای است که دو قوه دیگر دولت از آن بر خوردارند، شخص رئیس جمهوری قدرتمند ترین فرد دستگاه دولتی به شمار می رود. اختیارات و وظایف رئیس جمهوری عبارتند از:

 

·         انتصاب قضات دادگاه علی و قضات دادگاههای فدرال، که همگی باید از سوی سنا تأیید شوند؛

·         انتصاب وزیران کابینه و رؤسای سازمانها که همگی باید از سوی سنا تأیید شوند؛

 

·        عهده داری مسئولیت فرماندهی کل نیروهای نظامی

 

·        عهده داری مسئولیت ریاست تشریفاتی کشور

 

·        مذاکره عهد نامه های بین المللی و عهد نامه با قبایل سرخپوستان امریکا که باید از سوی سنا بتصویب برسد؛

 

·        وتوی مصوبات کنگره؛

 

·         اعطای بخشودگی و تعویق اجرای مجازات  برای جرایم دولتی (باستثنای استیضاح).

 

علاوه بر اختیاراتی که در بالا بدانها اشاره شد، رئیس جمهوری عملاً اختیارات دیگری دارد که یا غیر رسمی است و یا صریحاً در قانون اساسی ذکر نشده است. اوّلین و مهم ترین این اختیارات آنستکه رئیس جمهوری می تواند "فرمان های اجرایی" صادر کند، یعنی دستورالعمل هایی که قدرت قانونی دارند. احکام اجرایی معمولاً در مورد مقاصد زیر بکار برده می شوند:

·         تعیین برنامه ها، دفترها و یا کمیسیون های جدید بمنظور پیشبرد یا اجرای دستورالعملهای سیاسی رئیس جمهوری؛

·        اتخاذ سیاست هایی که  نحوه تصویب و اجرای  قوانین مصوب کنگره را تحت تأثیر قرار می دهند؛

 

·        اعلام زمان استفاده از تعطیلات برای کارمندان دولت فدرال؛

 

احکام اجرایی می توانند وسیله ای قدرتمند برای رئیس جمهوری به منظور تحقّق اهداف سیاسی وی به شمار آیند، و این اختیارات ازسوی دادگاه عالی تأیید شده است. هر یک از فرمان های اجرایی ممکن است از طریق قوانین مصوب کنگره رد ود یا مورد تأیید قرار گیرد، اما چنین قوانینی برای لازم الاجرا شدن نیازمند امضای شخص رئیس جمهوری است مگر آنکه کنگره وتوی رئیس جمهوری را نادیده بگیرد. فرمان اجرایی همچنین ممکن است در صورت تصور متضاد بودن  با قانون اساسی یا با قوانین عادی، در دادگاه به چالش کشیده شوند.

 

سر انجام، رئیس جمهوری عهده دار رهبری حزب سیاسی خویش است، ومی تواند از قدرت و صراحت رئیس جمهوری برای بیان نظرات سیاسی و پیشبرد هدف های سیاسی، هم در در برابر ملّت و هم در مورد اعضای حزب خود در کنگره استفاده کند

 

.وزارتخانه ها و سازمانهای اجرایی

 پانزده وزارت خانه و تعداد بیشماری از سازمان ها که به همراه یکدیگر "دولت" را تشکیل می دهند و ما هر روزه ناظر آنها هستیم ، تحت سر پرستی رئیس جمهوری و معاون وی  قرار دارند. این دستگاه ها مسئولیت نظارت برقوانین، اجرای آن، و ارایه خدمات دولتی را بعهده دارند. وظایف آنها بسیار گسترده است و زندگی هر فرد امریکا یی را تحت تأثیر قرار می دهد.

این 15 وزارتخانه عبارتند از:

·        وزارت کشاورزی(USDA)

·        وزارت بازرگانی(DOC)

·        وزارت دفاع(DOD)

 

·        وزارت آموزش (ED)

·        وزارت انرژی(DOE)

·        وزارت بهداشت و خدمات انسانی(HHS)

·        وزارت امنیت میهنیDHS)

·        وزارت مسکن و شهر سازی(HUD)

·        وزارت کشور(DOI)

·        وزارت دادگستری(DOJ)

·        وزارت کار(DOL)

·        وزارت امور خارجه(DOS)

·        وزارت حمل و نقل(DOT) 

·        وزارت خزانه داری

·        وزارت امور نظامیان  سابق VA

 

هر یک از این وزارتخانه ها توسط یک وزیر که از سوی رئیس جمهوری و با تأیید سنا برای عهده داری مسولیت آن منصوب می شود اداره می گردد. طبق قانون، مجموعه این وزیران کابینیه رئیس جمهوری را تشکیل می دهند و این گروه افرادی هستند که نظرات مشورتی خود را درمورد اموری که به مسئولیت های آنها مربوط می شود ، در اختیار رئیس جمهوری می گذارند.  رئیس جمهوری همچنین می تواند مقام هم ردیف وزیر کابینه را به سایر مسئولان رده بالای قویه مجریه اعطا کند. این افراد عمدتاَ شامل معاون رئیس جمهوری، رئیس دفتر رئیس جمهوری، مدیر کل اداره مدیریت و بودجه و نماینده تجاری ایالات متحده هستند. سایر مشاغلی که در حال حاضر به عنوان مشاغل هم ردیف وزیر کابینه تلقی می شوند ، یا اخیراً چنین به آمده اند ،عبارتند ازمدیرسازمان محفاظت از محیط زیست، مدیر سازمان اطلاعات مرکزی و مشاور امنیت ملّی رئیس جمهوری.

 

 علاوه بر سازمانهایی که در ردیف وزارتخانه قراردارند ، سازمان ها و کمیسیون های بی شمار و مستقلی در قوه مجریه وجود دارند که برخی از آنها بسیار گسترده اند. خدمات پستی ایالات متحده، سازمان محفاظت از محیط زیست، و سازمان فضانوردی ملّی و مدیریت  فضایی (ناسا) در این شمارند.

 

 سازمانهای تنظیم کننده مقررات بویژه  از سازمان های  قدرتمند  به شمار می روند. به آنها از سوی کنگره اختیاراتی داده شده است تا قوانینی را جهت اداره قسمت های خاصی از اقتصاد که اغلب با مسائل فنّی پیچیده سرو کار دارد ، تدوین کنند  به مورد اجرا بگذارند. سازمانهای عمدۀ تنظیم کنندل مقررات عبارتند از :

·        کمیسیون ارز و اوراق بهادر

·        کمیسیون تجارت فدرال

·        کمیسیون تنظیم مقررات هسته ای

·        اداره مواد غذایی و دارویی

·        کمیسیون ارتباطات فدرال

·        سازمان محفاظت از محیط زیست

·        کمیسیون فرصت های یکسان شغلی

·        اداره ایمنی شغلی و بهداشت

 

این سازمانها، همراه ب سایرسازمانهای نظارتی به تدوین مقرّراتی می پردازند که تقریباً هر حرفه و مصرف کننده ای را در بر می گیرند. اعضای کمیسیون ها و رؤسای سازمانها به وسیله رئیس جمهوری و با تائید سنا منصوب می شوند. قدرت مقرّرات تدوین شده به وسیلۀ  آنها به اندازه قدرت قوانین است، اما ممکن است در دادگاه ها به چالش کشیده یا توسط کنگره رد شوند.

 

در میان سازمانهای مستقل هیچیک مستقل تر از " نظام ذخیره فدرال "[8] نیست که در حکم بانک مرکزی این کشور است و به سادگی از آن با عنوان "The Fed"[9] نام برده می شود. هیئت حکاّم "ذخیره فدرال"  مسئولیت اتخاذ سیاست های پولی کشور، تثبیت نرخ بهره، و تعیین عرضۀتهیه پول  را بعهده دارد. تصمیماتی که توسط " The Fed " گرفته می شود ،اثرات گسترده ای بر اقتصاد ملّی، نرخ بهره، ایجاد شغل، و تجارت بین المللی دارد. در حقیقت بسیاری، رئیس هیئت حکام را بعنوان دومین فرد قدرتمند در دولت، بعد از رئیس جمهوری به شمار میاورند

 

.قوه قضائیه قوه قضائیه مسئولیت قضاوت در مورد پرونده های حقوقی را که نیازمند تفسیر قوانینی است که از سوی کنگره بتصویب رسیده است و همچنین بررسی پرونده های جنائی را که در آن فرد محکوم متهم به نقض قوانین فدرال است ، بعهده دارد. دادگاه های فدرال همچنین در مورد قوانین ایالتی هنگامی که برمبنای قانون اساسی به چالش کشیده می شوند و نیز در مورد پرونده هایی که بیشتر از یک ایالت، شهر وندان بیش از یک ایالت، و یا طرف های خارجی را در بر می گیرند ، دارای صلاحیت قضایی برای پژوهش خواهی هستند.

 

 قوه قضاییه از دادگاه و دادگاه های استیناف فدرال (از جمله دادگاه هایی که به آنها دادگاه های دوره ای یا دادگاه های پژوهشی نیز می گویند)، دادگاه های ناحیه ای فدرال، دادگاه های مخصوص ورشکستگی، و دادسرا های فدرال تشکیل می شود. دادگاه های قضایی فدرال به پرونده های کیفری و جنایی که ازسوی دادگاه های ایالتی ارجاع می شود رسیدگی می کنند. صلاحیت قضایی اصلی آنان در رسیدگی به پرونده هایی است که با ثبت اختراعات، علائم تجاری، شکایت علیه دولت فدرال، ورشکستگی، اوراق بهادارمالی، قواینن دریائی، و شکایات بین المللی در ارتباطند.

 

بعنوان قوه ای مجزا از قوای سه گانه دولت، قوه قضاییه از دو قوه دیگرمستقل است و تنها نظارت ها و هماهنگی هایی که در قانون اساسی تصریح شده است، شامل آن می گردد. وجود یک قوه قضاییه مستقل برای تضمین اجرای عدالت و برخورداری کلیه شهروندان از عدالت یکسان امری حیاتی است. قانون اساسی استقلال قضایی را به دو شیوه اصلی تقویت می کند. اول قضات فدرال مادام العمر منصوب می شوند و تنها از طریق استیضاح و یا محکومیت از سوی کنگره به دلیل ارتکاب "خیانت، رشوه خواری، یا سایر جرائم و خلاف کاری های عمده" از کاربر کنار می شوند. دوم، آنگونه که قانون اساسی تصریح می کند، حقوق قضات فدرال در دوران ادامه خدمت کاهش نخواهد یافت،بدین معنی که شخص رئیس جمهوری، و  کنگره هیچکدام نمی توانند حقوق یک قاضی فدرال را کاهش دهند. این دو جنبه حمایتی به یک نظام قضایی مستقل کمک می کند تا درموارد مختلف دورازهرگونه احساسات عمومی و نفوذ سیاسی تصمیم گیری کند

 

گرچه قوه قضاییه از سوی تدوین گران قانون اساسی به عنوان  قوه ای تأثیرناپذیر درمقابل فشار های سیاسی و نظارت عامه درنظر گرفته  است، با این وجود گزینش قضات به موضوعی کاملاَ سیاسی تبدیل شده است. قضات دیوان عالی و قضات دادگاه های استیناف از سوی رئیس جمهوری منصوب می شوند و تنها زمانی که از سوی سنا تائید می شوند می توانند در مسئولیت خود انجام وظیفه کنند

 

دادگاه عالی در حال حاضر دارای نه قاضی و این تعدادی از طریق قانون تعیین شده است. دادگاه های پایین تر فدرال، و همچنین حوزۀ قضایی آنان، تعداد قضات و بودجه مورد نیاز آنها از سوی کنگره تعیین شده است. تمامی قضات فدرال برای انجام وظیفه دائمی نیاز به تأییدیه از سوی سنا دارند. به هر حال ،شخص رئیس جمهوری زمانی که کنگره در نشست نباشد ، می تواند قضات را برای دوره ای موقت منصوب کند. قضات دادگاه های بخش فدرال که اقدامات قضایی نظیر تعیین وثیقه، صدور احضاریه، و بر گزاری جلسات دادگاه را برای جرایم کوچک به عهده دارند، از سوی قضات دادگاه ناحیه ای فدرال برای دوره های هشت ساله منصوب می شوند.

امیر یوسف پناه و ابولفضل احمدی ; ٧:٠٥ ‎ق.ظ ; ۱٤ اردیبهشت ۱۳۸٩

FEED